رابطه با آمریکا

رابطه و مذاکره با آمریکا در بیانات امام خامنه ای

براى ملت ایران، چیزى از این خنده‌آورتر و مسخره‌تر نیست که امریکا بیاید مذاکره با ملت ایران را ادعا کند و براى آن شرط قرار بدهد و بگوید ما به شرطى روابطمان را با ایران برقرار مى‌کنیم که چنین و چنان بشود!! شما امروز در چشم ملت ایران، منفورترین دولتها بعد از دولت غاصب صهیونیستى هستید. ملت ایران چه احتیاجى به ارتباط و مذاکره با شما دارد؟ چه کسى در نظام جمهورى اسلامى با شما مذاکره کرده است؟ مذاکره‌ى ما با امریکا همین است که در تریبونهاى عمومى، به سردمداران آن کشور هشدار مى‌دهیم و نهیب مى‌زنیم و مى‌گوییم شما با این روشها و با این تهدید و تطمیعها، نخواهید توانست ملت بزرگ و انقلابى و مسؤولان کشور ما را تحت تأثیر قرار بدهید. ما امروز هم مثل گذشته مى‌گوییم: رابطه با امریکا را نمى‌خواهیم.
تا وقتى که امریکا در چنین مواضعى قرار دارد، ما رابطه با او را رد مى‌کنیم. تا وقتى که سیاست امریکا بر دروغ و فریب و جنایت و حمایت از دولت پلیدى مثل اسرائیل و ظلم به ملتهاى مستضعف استوار است و تا وقتى که خاطره‌ى جنایتهایى که از طرف سردمداران امریکایى نسبت به ملت ایران انجام گرفته، در ذهن ملت ماست و جبران نشده – مثل خاطره‌ى سقوط هواپیما، مثل مسدود کردن داراییها و اموال ملت ایران در امریکا – امکان ندارد ما با دولت امریکا مذاکره کنیم یا با او رابطه‌یى برقرار نماییم.(۲۳/۵/۶۸)

 

این‌طور نیست که اگر امریکا با کشورى بد بود، آن کشور دیگر نتواند در دنیا نفس بکشد، و اگر خوب بود، آن کشور دیگر خیالش آسوده باشد. خود امریکاییها، این‌گونه تبلیغ و وانمود مى‌کنند که اگر کشورى با آنها بد باشد، تمام راهها به روى او بسته خواهد بود. نه، این‌طور نیست. یازده سال است که شعار «مرگ بر امریکا» از دهان مردممان نیفتاده، راهها هم روى ما بسته نبوده است. اگر ما تلاش و همت کردیم، توانستیم راه خودمان را باز کنیم. مگر دنیا متعلق به امریکاست؟! این زورگویان قلدرِ متکبرِ فاسد که ادعاى مالکیت دنیا را مى‌کنند، چه کسانى هستند؟ غلط مى‌کنند. اگر اینها با کسى دوست بودند، خیرات و برکات بر سر آن ملت نازل نخواهد شد. اینها با مردمى که دوست هستند، مایه‌ى بدبختى و روسیاهى آن ملت مى‌شوند.

این، توضیح مسأله‌ى مرعوب شدن بود، و اما مسأله‌ى ساده‌لوحى و مذاکره. مذاکره، یعنى چه؟ صرف این‌که شما بروید با امریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل مى‌شود؟ این‌طورى که نیست. مذاکره در عرف سیاسى، یعنى معامله. مذاکره با امریکا، یعنى معامله با امریکا. معامله، یعنى داد و ستد؛ یعنى چیزى بگیر، چیزى بده. تو از انقلاب اسلامى، به امریکا چه مى‌خواهى بدهى، تا چیزى از او بگیرى؟ آن چیزى که شما مى‌خواهید به امریکا بدهید، تا در مقابل از او چیزى بگیرید، چیست؟ ما چه مى‌توانیم به امریکا بدهیم؟ او از ما چه مى‌خواهد؟ آیا مى‌دانید که او چه مى‌خواهد؟ «و ما نقموا منهم الّا ان یؤمنوا باللَّه العزیز الحمید». واللَّه که امریکا از هیچ‌چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن به اسلام ناب محمّدى، ناراحت نیست. او مى‌خواهد شما از این پایبندیتان دست بردارید. او مى‌خواهد شما این گردنِ برافراشته و سرافراز را نداشته باشید؛ حاضرید؟

خاک بر سر آن ملت و دولتى که زیر بار این‌طور تحمیلهاى امریکا برود. توقعات امریکا نسبت به کسانى که در آنها اندکى ضعف احساس مى‌کند، این‌گونه است. صریحاً مى‌گوید که باید در سیاستهایتان – سیاستهاى جنگ اعراب و اسرائیل – تجدید نظر کنید! چه ساده‌لوحى است که کسانى بگویند برویم پشت میز مذاکره با یک دستگاه متکبر و بى‌اعتقاد به اصول انسانى و حقوق بین‌الملل بنشینیم. امریکاییها، به اصول و حقوق بین‌الملل، اعتقادى ندارند.(۱۲/۲/۶۹)
امریکاییها تا ابد با امام آشتى نمى‌کنند. البتّه امریکاییها که مى‌گوییم، مرادمان ملّت امریکا نیست. مراد، همان رژیم امریکا و گردانندگان سیاستهاى امریکاست. اگر یک فکر و یک فرهنگ است که مردم را این‌طور نگه داشته است، با آن فکر و فرهنگ هرگز آشتى نمى‌کنند. همان‌طور که این حضرات از اسلام و از فکر اسلامى و فرهنگ اسلامى به شدّت متنفّرند. علّت دعوا و مخالفت و خصومت، اینهاست. حال عدّه‌اى، ساده‌لوحانه، این گوشه و آن گوشه مى‌نشینند، حرفى و نِقى مى‌زنند. قلم روى کاغذ مى‌آورند که: «چرا با امریکاییها مذاکره نمى‌کنید؟ تا کى مى‌خواهید این وضع ادامه داشته باشد؟» آیا اینها نمى‌فهمند در دنیا چه خبر است؟ نمى‌فهمند که توقّع این دشمنِ افزون‌خواهِ مغرورِ کم‌خرد و بى‌حکمت چیست؟ تصوّر مى‌کنند همین‌قدر که ما مذاکرات و روابطمان را با امریکا شروع کردیم، همه‌ى مشکلات تمام خواهد شد؟ نه آقا، قضیّه این نیست. آرى؛ امریکاییها در اظهارات رسمى مى‌گویند و اظهار مى‌کنند که ما آماده‌ى مذاکره با ایرانیم. مذاکره براى چه؟ معلوم است؛ مذاکره براى این‌که راهى و مجرایى براى فشار آوردن روى دولت ایران پیدا شود. مذاکره را براى این مى‌خواهند. چه مذاکره‌اى؟! ما با شما کارى نداریم، احتیاجى به شما نداریم، ترسى از شما نداریم، هیچ محبّتى به شما نداریم. شما کسانى هستید که در روز روشن، جلو چشم همه‌ى مردم دنیا، هواپیماى مسافربرى ما را به بهانه‌ى دروغ و واهى، سرنگون کردید و دهها نفر انسان را کشتید و حتّى عذرخواهى هم نکردید. این چگونه رژیمى است؟ این چگونه دستگاهى است؟ این چگونه فرهنگى است؟ چطور دل انسان با چنین رژیمى صاف شود؟ ما با اینها کارى نداریم. هیچ رابطه‌ى محبّت و عطوفت و دوستى بین ما و امریکا نیست. رابطه‌ى نفرت از طرف ماست؛ رابطه‌ى خصومت خباثت‌آمیز از طرف آنها است.(۱۱/۸/۷۳)

بسیارى از کشورهایى که امریکاییها بدترین خیانتها را به آنها کرده‌اند، کسانى بوده‌اند که با خود امریکا هم ارتباطات دوستانه داشته‌اند! امریکاییها ملاحظه‌ى کسى را نمى‌کنند؛ فقط ملاحظه‌ى منافع خودشان را مى‌کنند. رابطه، مشکلى را حل نمى‌کند. مذاکره با امریکا که پیشتر گاهى بعضى کسان در گوشه و کنار مى‌پراندند و چیزى مى‌گفتند که مذاکره کنیم یا رابطه برقرار کنیم – البته خوشبختانه کسى دیگر از این حرفها نمى‌زند – هیچ مشکلى را از ملتى که مى‌خواهد تسلیم امریکا نشود، حل نمى‌کند؛ مگر ملت بخواهد تسلیم امریکا شود، که چنین چیزى هم محال است.

مسأله‌ى آنها، مسأله‌ى ایستادگى ملت و دولت ایران در مقابل خواسته‌ها و مطامع خودشان است. علاج این افزون‌طلبى و دیکتاتورمآبى و زیاده‌طلبى هر دولتى، ایستادگى و مقاومت در برابر آن است. براى ما، امریکا خصوصیتى هم ندارد. عرض کردم، مسأله‌ى ما، مسأله‌ى استکبار است؛ منتها دولت امریکا، دولت مستکبرى است. هر دولت دیگر هم که همین خصوصیت را داشته باشد، بخواهد زور بگوید و بخواهد فشار بیاورد، ملت ایران با او همین‌طور خواهد بود. همه باید بدانند که ملت ایران زیر بار فشار نمى‌رود و زور را قبول نمى‌کند. تجربه‌ى فشار وارد آوردن روى ملت ایران، تجربه‌ى موفقى نیست؛ این را همه باید بفهمند. علاج در مقابل این فشار هم، ایستادگى و قدرت روحى و شجاعت در برخورد و سخت کارکردن است. این، علاج کار است؛ کمااین‌که تا امروز ملت ایران همین‌گونه عمل کرده است و بحمداللَّه پیش هم رفته است.

ملتهایى که تسلیم امریکا شده‌اند، حال و روزشان به مراتب بدتر از آنهایى است که به قدر آنها تسلیم نشده‌اند. هر کس که بیشتر تسلیم شد، حال و روزش بدتر است. امروز شما به کشورهاى منطقه – آنهایى که بیشتر تسلیم زور و قدرت‌طلبى امریکا هستند – نگاه کنید، حال و روزشان از دیگران بدتر است؛ اقتصادشان بدتر است، وضع اجتماعیشان عقبتر است، وضع فرهنگیشان منحطتر است، فشار در میان آنها بیشتر است. تنها راه علاج براى ملتهاى دنیا این است که از ملت ایران درس بگیرند و در مقابل زورگویى و قدرت‌طلبى و دیکتاتورمآبى دولت امریکا بایستند. ملت ایران هم این راه را تا امروز آمده است و با قدرت و خوب هم آمده است؛ بحمداللَّه موفّق هم بوده است.(۱۴/۸/۷۶)

هدف اینها چیست؟ هدف حکومت امریکا و دستگاه امپراتورى خبرى امریکایى از این حرفها چیست که مرتّب مى‌گویند: ایران مى‌خواهد مذاکره کند؟
هدف، چند چیز است: یکى این‌که اینها مى‌خواهند آن چیزى را که تا امروز وسیله‌ى وحدت ملت ایران بوده است، به وسیله‌ى اختلاف ملت ایران تبدیل کنند. تا به حال آحاد ملت ایران به خاطر این‌که مى‌دانستند دولت امریکا دشمن آنهاست، در مقابل دشمنى امریکا، اگر یک وقت اختلافات جزئى هم داشتند، کنار مى‌گذاشتند و متّحد مى‌شدند. مقابله‌ى با امریکا، یکى از وسایل وحدت این ملت بوده است.

هدف دوم این است که مى‌خواهند با تکرار این قضیه – مذاکره و رابطه با امریکا – قضیه‌اى را که در چشم ملت ایران، به دلایلى منطقى، یکى از زشت‌ترین چیزهاست، قبحش را از بین ببرند. .

هدف سوم این است که اصل مذاکره با ایران، براى امریکا به عنوان ابرقدرت، بسیار مهم است. ممکن است بعضى تعجّب کنند و بگویند مگر ایران چیست که براى امریکاى ابرقدرت، مهم است که با ایران پشت میز مذاکره بنشینند؟! بله، بسیار مهّم است. اتّفاقاً چون ابرقدرت است، برایش خیلى مهّم است. ابرقدرت، یعنى آن قدرتى که از همه‌ى قدرتهاى سیاسى دنیا بالاتر است و مى‌تواند اراده‌ى خود را بر آنها تحمیل کند.(۲۶/۱۰/۷۶)

بعضى از کشورها مى‌ترسند؛ بعضى از کشورها ملاحظه مى‌کنند؛ سران بسیارى از کشورها از این سیاست سلطه‌طلبى امریکا دلشان خون است؛ راهى ندارند؛ ارتباطشان با مردم قطع است و پشتیبانى مردمى ندارند که بتوانند بایستند؛ مجبورند همصدایى کنند. بعضى هم وابسته‌اند؛ خود امریکاییها آنها را سرِ کار آورده‌اند. رژیم پهلوى نه این‌که این سیاست را نمى‌فهمید، نه این‌که نمى‌دانست؛ خوب مى‌فهمید که امریکا در این کشور چه مى‌خواهد؛ منتها چه کسى مى‌خواست با این مقابله کند؟ شاه را خود امریکاییها سرِ کار آورده بودند؛ کودتاى مرداد سال ۳۲ به‌وسیله‌ى امریکاییها در ایران راه افتاد و محمّدرضا را که از ایران گریخته بود، برگرداندند و پادشاه کردند. او مى‌تواند با امریکا مبارزه کند؟!

بسیارى از این کشورهایى که مى‌بینید – من نمى‌خواهم اسم بیاورم – امروز در مقابل افزون‌طلبى و زیاده‌خواهى امریکا تسلیم مى‌شوند. کسانى هستند که سرانشان راضى نیستند؛ منتها یا شجاعت و جسارت لازم را ندارند، یا پشتیبانى ملى را ندارند، یا منافعشان اجازه نمى‌دهد، یا به مقامشان چسبیده‌اند. ما در جمهورى اسلامى هیچیک از این مشکلات را نداریم. ما انقلاب و نظاممان اساساً بر علیه امریکا شکل گرفت.

درست است که انقلاب اسلامى ایران رژیم پهلوى را از بین برد، اما این مبارزه، فقط مبارزه‌ى با رژیم پهلوى نبود؛ مبارزه‌ى با حضور امریکا و با سلطه و نفوذ امریکاییها بود که تا مغز استخوان این ملت نفوذ کرده بودند. لذا از اوّل هم همه‌ى دنیا فهمیدند که در صف مقدّم دشمنان این نظام و این انقلاب، امریکاست. حالا ما چشم خودمان را ببندیم، سر خودمان را کلاه بگذاریم و بگوییم: نه، امریکا با ما دشمن نیست؟! چه کار کرده که نشان بدهد دشمن نیست؟ اموال ما را بلوکه نکرده است؟ الان میلیاردها دلار متعلّق به این ملت در امریکا بلوکه است. اموال و ابزار فراوانى در رژیم گذشته از امریکا خریده بودند و هنوز منتقل نشده بود که انقلاب شد. اینها در انبارى نگهدارى مى‌شود؛ ما چند سال دنبال کردیم که آنها را برگردانیم، قبول نکردند. اموال ما را که در انبارهاى آنهاست، به ما ندادند؛ با این‌که پولش را گرفته بودند؛ و جالب این است که انباردارى هم براى خودشان حساب کردند و شروع کردند از طلبهاى ما کم کردن! یک دشمن چه کار کند که آدم باور کند او «دشمن»است؟!(۵/۵/۷۹)

مذاکره با امریکا، البته براى دولت امریکا مفید است. با مذاکره، او جاى پایى پیدا مى‌کند تا بتواند خواسته‌هاى خود را بیشتر تحمیل کند و توقّعات خود را انبوهتر بر سر این ملت و دولت بریزد. مذاکره موجب مى‌شود که دولت امریکا بتواند همین تهدیدهایى را که الان از دور مى‌کند، همین توقّعات بیجا و قلدرانه‌اى را که در مصاحبه‌ها و سخنرانیها مى‌گوید، پشت میز مذاکره، با حجم بیشتر و با قدرت چانه‌زنى بیشتر، بر سر مسؤولان کشور ما بریزد. معناى مذاکره این نیست که امریکا حاضر باشد هویّت این ملت را، نظام جمهورى اسلامى را، ایمان این مردم و مواضع آنها را به رسمیت بشناسد. آنها با این اساس مخالفند؛ آنها با حضور این مردم مؤمن مخالفند؛ آنها دنبال این هستند که همان روشهایى را که در دوران حکومت پهلوى اعمال مى‌شد – همان فساد، همان تسلّط و همان قاهریّت – دوباره در این مملکت ایجاد کنند. این‌که با مذاکره حل نمى‌شود. مگر این ملت اجازه خواهد داد که مسؤولى در این کشور – از رهبرى گرفته تا همه‌ى مسؤولان – از مواضع اسلامى و منافع اساسىِ سرنوشت‌سازش یک قدم عقب بنشیند؟(۱۱/۲/۸۱)

علت دشمنى عمیق و آشتى‌ناپذیر استکبار و در رأس آنها آمریکا و شبکه‌ى صهیونیستى دنیا با جمهورى اسلامى، این حرفهائى که گاهى گوشه و کنار گفته میشود – چه چیزهائى که آنها شعارش را میدهند، چه تصوراتى که بعضى در داخل میکنند – نیست. مسئله این است که جمهورى اسلامى یک «نفى» با خود دارد، یک «اثبات».

نفى استثمار، نفى سلطه‌پذیرى، نفى تحقیر ملت به وسیله‌ى قدرتهاى سیاسى دنیا، نفى وابستگى سیاسى، نفى نفوذ و دخالت قدرتهاى مسلط دنیا در کشور، نفى سکولاریسم اخلاقى؛ اباحیگرى؛ اینها را جمهورى اسلامى قاطع نفى میکند. یک چیزهائى را هم اثبات میکند: اثبات هویت ملى، هویت ایرانى، اثبات ارزشهاى اسلامى، دفاع از مظلومان جهان، تلاش براى دست پیدا کردن بر قله‌هاى دانش؛ نه فقط دنباله‌روى در مسئله‌ى دانش، و فتح قله‌هاى دانش؛ اینها جزو چیزهائى است که جمهورى اسلامى بر آنها پافشارى میکند.

اگر نفوذ آمریکا را قبول کنیم، دشمنى‌ها کم خواهد شد؛ اگر راضى شویم که ملت ما به وسیله‌ى بیگانگان به طرق مختلف تحقیر شود، دفاع از هویت ملى یا دفاع از ارزشهاى اسلامى را کنار بگذاریم، مطمئناً دشمنى‌ها به همین نسبت کم خواهد شد. اینکه میگویند جمهورى اسلامى رفتار خود را عوض کند، یعنى این.(۲۴/۹/۸۷)

جمهورى اسلامى هیچ رودربایستى با هیچ دولتى ندارد؛ لیکن دولتى که دستش از منابع عظیم مالى و انسانى کشور قطع شده بود و هرچه توانست توطئه کرد، دولت آمریکا بود. سى سال دولت آمریکا علیه نظام جمهورى اسلامى و علیه ملت ایران توطئه کرده، ضربه زده، تدابیر گوناگون اندیشیده؛ هر کار توانسته کرده. اگر شما فکر کنید یک کارى بود که آمریکائى‌ها میتوانستند بکنند و نکردند، بدانید که چنین چیزى نیست؛ هر کار ممکن بوده، کرده‌اند. خوب، شما مى‌بینید که نتیجه‌ى این رویاروئى، بالندگىِ هرچه بیشتر ملت ایران، پیشرفت هرچه بیشتر جمهورى اسلامى، قوت روزافزون این کشور و این نظام بوده. آنى که ضرر کرده است، آنهایند. گاهى هم حرفهاى به‌ظاهر آشتى‌جویانه‌اى در این مدت زدند؛ اما هر وقت که لبخندى به روى مسئولین جمهورى اسلامى زدند، وقتى دقت کردیم، دیدیم خنجرى در پشت سرشان مخفى کرده‌اند؛ از تهدید دست برنداشته‌اند؛ نیتشان عوض نشده است.(۱۲/۸/۸۸)

اخیراً آمریکایى‌ها باز مسئله‌ى مذاکره را پیش کشیدند، تکرار میکنند که آمریکا آماده است با ایران مذاکره‌ى مستقیم بکند؛ این تازگى ندارد. مسئله‌ى مذاکره را آمریکایى‌ها در هر مقطعى تکرار کرده‌اند. حالا امروز نوبه‌میدان‌آمده‌ها مجدداً تکرار میکنند که مذاکره کنیم و میگویند توپ در زمین ایران است، توپ در زمین شماست، شما هستید که باید پاسخگو باشید، شما هستید که باید بگویید مذاکره‌ى همراه با فشار و تهدید، چه معنایى دارد؟ مذاکره براى اثبات حُسن نیت است. شما ده تا کار انجام میدهید که حاکى از سوء نیت است، آن وقت به زبان میگویید مذاکره؟! توقع دارید ملت ایران قبول کنند که شما حُسن نیت دارید؟! ما البته درک میکنیم چرا آمریکایى‌ها این روزها باز مجدداً مسئله‌ى مذاکره را هى تکرار میکنند، هى میگویند پشت سر هم به زبانهاى گوناگون؛ ما میفهمیم علت چیست. به قول خود آمریکایى‌ها، سیاست خاورمیانه‌اى آنها دچار شکست شده. آمریکا در سیاستهاى خود در این منطقه، دچار شکست است. احتیاج دارند به اینکه یک برگ برنده‌اى را به قول خودهاشان رو کنند؛ این برگ برنده از نظر آنها عبارت است از اینکه: نظام جمهورى اسلامىِ انقلابىِ مردمى را، بکشانند پاى میز مذاکره؛ به این احتیاج دارند. میخواهند به دنیا اعلام کنند که ما حُسن نیت داریم. نه، ما حُسن نیتى مشاهده نمیکنیم. من چهار سال قبل – در اول این دولت کنونى امریکا – که باز همین حرفها را میزدند، اعلام کردم، گفتم که ما پیشداورى نمیکنیم، قضاوت زودهنگام نمیکنیم؛ ما نگاه میکنیم ببینیم عمل اینها چگونه است، آن وقت قضاوت خواهیم کرد. حالا بعد از چهار سال، قضاوت ملت ایران چه باشد؟ از فتنه‌ى داخلى حمایت کردند، به فتنه‌گران کمک کردند، در سطح منطقه با ادعاى مبارزه با تروریسم به کشورى مثل افغانستان لشگرکشى کردند، این همه انسان را پامال کردند، نابود کردند؛ با همان تروریستها امروز دارند در سوریه همکارى میکنند، پشتیبانى میکنند؛ همان تروریستها را در هرجایى که توانستند در ایران به کار بگیرند، به کار گرفتند، عوامل آنها، همپیمانهاى آنها، جاسوسان رژیم صهیونیستى، دانشمندان را در جمهورى اسلامى ترور کردند صریح، اینها حاضر نشدند حتى محکوم کنند، حمایت هم کردند؛ این عملکرد آنهاست؛ علیه ملت ایران تحریمهایى را که خودشان میخواستند این تحریمها فلج کننده باشد، به کار گرفتند و این را تصریح کردند و گفتند فلج کننده. چه کسى را میخواستید فلج کنید؟ ملت ایران را میخواستید فلج کنید؟ شما حُسن نیت دارید؟ مذاکره از روى حُسن نیت، با شرایط برابر، میان دو طرفى که نمیخواهند به یکدیگر کلک بزنند، معنا پیدا میکند. مذاکره به صورت یک تاکتیک، مذاکره براى مذاکره، مذاکره براى فروختن ژست ابرقدرتى بیشتر به دنیا، این مذاکره یک حرکت حیله‌گرانه است؛ این حرکت واقعى نیست. من دیپلمات نیستم، من انقلابى‌ام، حرف را صریح و صادقانه میگویم. دیپلمات یک کلمه‌اى را میگوید، معناى دیگرى را اراده میکند. ما صریح و صادقانه حرف خودمان را میزنیم؛ ما قاطع و جازم حرف خودمان را میزنیم. مذاکره آن وقتى معنا پیدا میکند که طرف، حُسن نیت خود را نشان بدهد؛ وقتى طرف، حُسن نیت نشان نمیدهد، خودتان میگویید فشار و مذاکره؛ این دوتا با هم سازگار نیست. شما میخواهید اسلحه را مقابل ملت ایران بگیرید، بگویید: یا مذاکره کن یا شلیک میکنم. براى اینکه ملت ایران را بترسانید، بدانید ملت ایران در مقابل این چیزها مرعوب نخواهد شد…

یک عده‌اى هم از روى ساده‌لوحى بعضاً، بعضى هم از روى غرض – نمیشود انسان قضاوت قطعى نسبت به اشخاص بکند، اما کار آدم ساده‌لوح، با کار آدم مغرض، در ماهیت خود تفاوتى پیدا نمیکند – خوشحال میشوند که بله، بیایید؛ نه، اینجور نیست، مذاکره مشکلى را حل نمیکند؛ مذاکره‌ى با آمریکا مشکلى را حل نمیکند؛ کجا اینها به وعده‌هاى خودشان عمل کردند؟ شصت سال است که از ۲۸ مرداد ۳۲ تا امروز در هر موردى که با آمریکایى‌ها مسئولین این کشور اعتماد کردند، ضربه خوردند. یک روزى مصدق به آمریکایى‌ها اعتماد کرد، به آنها تکیه کرد، آنها را دوست خود فرض کرد، ماجراى ۲۸ مرداد پیش آمد که محل کودتا در اختیار آمریکایى‌ها قرار گرفت و عامل کودتا با چمدان پُر پول آمد تهران و پول قسمت کرد بین اراذل و اوباش که کودتا را راه بیندازد؛ آمریکایى بود. تدبیر کار را خودشان هم اعتراف کردند، اقرار کردند. بعد هم حکومت ظالمانه‌ى پهلوى را سالهاى متمادى بر این کشور مسلط کردند، ساواک تشکیل دادند، مبارزان را به زنجیر کشیدند، شکنجه کردند؛ این مال آن دوره است. بعد از انقلاب هم در برهه‌اى مسئولین کشور روى خوش‌بینى‌هاى خود به اینها اعتماد کردند، از آن طرف، سیاست دولت آمریکا، ایران را در محور شرارت قرار داد. مظهر شرارت شمایید؛ شما هستید که در دنیا دارید شرارت میکنید، جنگ راه مى‌اندازید، ملتها را میچاپید، از رژیم صهیونیستى حمایت میکنید، ملتهاى بپاخاسته را در این ماجراى بیدارى اسلامى تا هر جا که بتوانید دچار سرکوب میکنید و به استضعاف میکشید و بین آنها اختلاف مى‌اندازید؛ شرارت متعلق به شماست؛ شأن شماست. ملت ایران را متهم کردند به شرارت؛ اهانت بزرگ. هر جا به اینها اعتماد شد، اینها این جورى حرکت کردند. باید حُسن نیت نشان بدهند. عنوان مذاکره، پیشنهاد مذاکره با فشار سازگار نیست؛ راه فشار با راه مذاکره دوتاست؛ امکان ندارد که ملت ایران قبول بکند که زیر چکمه‌ى فشار، زیر تهدید بیاید با طرف تهدید کننده و فشار آورنده مذاکره کند. مذاکره کنیم که چى؟ که چه بشود؟(۱۹/۱۱/۹۱)

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

The Premier League used to excite and enthrall in equal measure, and rightly lived up to the reputation as the league in the world now things couldn be further from that point. The league is now awash with players who have failed to cut the mustard at Europe most dominant clubs or players, those who are decidedly over hyped upper mid tier talents or are young foreign players who view the EPL as a stepping stone to the likes of Barca or Real Madrid. If you were to pick a world 11, I would suggest not a single current EPL based player would make that selection. A four time World Series champion, most notably with the Mets in 1986, Strawberry was named the National League Rookie of the Year cheap jerseys in 1983 and finished second in the MVP voting in 1988 behind Dodgers outfielder Kirk Gibson. Strawberry retired in 1999 after winning three titles as a member of the Yankees. "The position of the players is that we're going to continue to do the work we've been doing, we're going to continue to use our platforms as we have been over the past year to draw awareness to injustice in our country," Jenkins said. "Whether [the NFL] wants to assist us or deter us is on them." They have veteran tight end Antonio Gates, although second year player cheap china jerseys Hunter Henry will see more snaps in 2017. The Chargers also have a fleet of wide receivers including Keenan Allen and former Western Oregon University star Tyrell Williams.The failed to reach the playoffs in 2016 after winning the Super Bowl the previous season. That what you want to call it, I was that, Hill said by cheap nfl jerseys telephone from cheap jerseys Phoenix. was one of those people. I was lost. Believe me, I was truly lost. My self esteem was shot. I had no confidence. For all my life, I put everything into being an athlete. I was a great athlete. I was a good person in Retro Jordans the community, and I was well loved. But I had a problem. 19 years, Hill walked through the revolving doors of rehab centers from Buffalo to California to Iowa to Arizona. His family left him. He blew the money he earned during his football career. He had no job. All that remained was a cocaine addiction that he claims originated with the painkillers he received from the Bills. Meanwhile, White was still so green she had no notion of what to charge her clients: "I was billing these millionaires by the hour, not the month, and barely making the rent on my one bedroom." Hilariously, some of those millionaires bitched and moaned when she hiked them to $1,000 a month. Her monthly fee is now a multiple of that, plus a percentage of the promo deals she strikes. (If that doesn sound like a lot, know that she gets the DeSean Jacksons hundreds of thousands, cash, just to tweet.) But as her clientele grew and she began adding staff, she found herself representing name brand players who come through serial crises as kids and were still steeped in chaos as pros. "Guys whose dads had been oakley sunglasses sale incarcerated forever mickey mouse silhouette and they never even seen outside of prison," or clients saddled with blood sucking crews or crooked agents and accountants. "By the time I got Vince Young, he been ripped off for millions," she says. "Everyone had their hooks in him, including his uncle." Young, now out of football, sued his agent and his financial planner, alleging they stole $7 million from him. (The case was settled.).

تمام حقوق این سایت متعلق به بسیج دانشجویی استان مرکزی است.